سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

پالون خر!!

جمعه 86 دی 7 ساعت 3:36 عصر

این نوشته در دی ماه سال گذشته نوشته شده است...

سلام ....
 قبل از آن که فکر کنی چی بگی بهم! فکر کن چی میگم ... فکر کن ... فکر کن!!!! 


یه دل دارم شاه نداره ....
 از خوشگلی تا نداره ....
 به کس کسونش نمیدم....
 به همه کسونش نمیدم.....
 به اونی میدم که کس باشه .....
 پالون من پیشش پر باشه ....
 دست راستم باشه ....
 شاه بیاد با لشگرش ....
 شاید بدم شایدم ندم اصلا!!!!
 مگه من چند تا خدا دارم که بخوام به همشون دلم رو بدم؟
-------------------------------------
التماس دعا ....
  یامحمد وعلی


نوشته شده توسط : حسن ک.نظری(امٌل جان)

نظرات دیگران [ نظر]


دوباره میسازمت

دوشنبه 86 دی 3 ساعت 9:17 عصر

این نوشته در تاریخ 1دی1385نوشته شده است......

سلام ....
  خیالی نیست از ما که گذشت....
 ولی یه روزی این حال به سر شما هم میاد....ما تکبیرمون رو گفتیم وحالا حالا ها این قیاممون رو نمیشکونیم.
قبل از پست به کجا چنین شتابان!اندکی فکر!! و بعد از اون قم وعوارض آن رفیق غار وگرمابه زیادبودند. ولی الان ما پیش اونا شدیم رافضی...خارج شده...چپ کرده.... باز دم این جور دوستان گرم.بعضیها که بیکار نشستند وتا تونستند پشت ما حرف زدند وغیبت وتهتم.... بازم خیالی نیست چون:
    ما زنده به آنیم که آرام نگیریم.... موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
.......................................
 دوستانی که لینک یا لوگوشون رو برداشتم ناراخت نشند توروخدا... به خدا نه بدی به من کردند نه چیزی. فقط احساس کردم حرف هم دیگه رو نمیفهمیدیم. از این به بعد وبعداز گفتن تکبیر جهادم در این دنیای مجازی میخوام یه سری دوست پیدا کنم تا دور وبر هم دیگه الفبای وبلاگنویسی متعهد و جریان ساز رو مرور کنیم وبشیم رفیق غار وگرمابه ی هم....



 یه حرفی هم داره تو گلوم زیادی مینه واون اینکه دوستان به اصطلاح مذهبی من(البته بعضیاشون)، به همون خدایی که میپرستید گناه تهمت وغیبت وافترا اگه بیشتر از زنا نباشه کمتر از اون هم نیست به والله....
دیگه سعی میکنم اروم تر بنویسم و نرم ترتا اندیشین رو مرور کنیم با هم نه اندیشه ها را ....
 حرف آخرم  اینکه به خدا من نه چپ کردم نه خوارج شدم نه چیز دیگه .... ولی دوستان مذهبی لطف کنند کتاب جاذبه ودافعه ی علی(ع) رو بخونند.به خدا برا هممون خوبه!!!!
-----------------------------------------
پی نوشت1: دعاکنید تا ادم شم وهرچه سریعتر به وسیله ی مردن عزت بار از دست این دنیا راحت شم.
پی نوشت 2: ای دی قبلیم سوخت.دوستان میتونند ای دی جدید من(edvardo3tir) رو اد کنند.

التماس دعا ....
محمد وعلی     

جمعه1دی1385ساعت7:31عصر
جمعه 1 دی 1385 ساعت 7:31 عصر

نوشته شده توسط : حسن ک.نظری(امٌل جان)

نظرات دیگران [ نظر]


عرفه نقطه ی مشترک عارفان

سه شنبه 86 آذر 27 ساعت 5:30 عصر

سلام ....
1.شهیدی که از عرفه رفت وکربلا وعاشورا را ساخت.
2.شهیدی که کربلای ایران وعاشورای شلمچه رادید ودر عرفه رفت.

------------------------------------------
پرده اول:
فرض کن در صحرای عرفه نشسته ای ودر اوایل دهه ی شست هجرت. از من و تو پست تر وگناه کار تر هم آنجا بوده اند .پس میتوان دل داری داد امثال خودمون نیز آنجا بودند.
 ناگهان سلاله ی محمد(ص) وعلی(ع)وفاطمه(س) بر صحرا فورد می آید وبا علم به نزدیکی موعد ذبح عظیم این چنین با رب خود به نجوا میپردازد:
 وراحم کل ضارع ، ومنزل المنافع والکتاب الجامع بالنورالساطع ....
 .... وهر که  بدرگاهش تضرع پیش آورد، بر او ببخشاید.او بر بندگان سودها فرود آورد،چون کتاب جامع قرآن که پرتو تابناکش عالم را در خود گرفته .....


....اللهم انی ارغب الیک واشهد بالربوبیه لک ف مقرا بانک ربی ، وان الیک مردی ....
 .... خداوندا مرا دلبستگی به بخشایش تست وبه پروردگاریت گواهی میدهم.اقرار میکنم که تو پروردگار منی وبازگشت من به سوی توست.


.... ومن قبل ذلک رؤفت بی بجمیل صنعک وسوابغ نعمک ....
  .... پیش از این نیز پیوسته به من مهر ورزیدی ونعمتهای فراوان بخشیدی تا ازنطفه مرا آفریدی ودرتاریکی مستقر ساختی....
.... فان دعوتک اجبتنی وان اسئلکاعطیتنی وان  اطعتک شکرتنی ....
  در اینجای دعای عرفه حضرت عشق اشک در دیدگانش جاری شد وفرمود:
 خداوندا آنچنان از خود هراسناکم قرار ده که گویی تورا رویاروی خویش میبینم ومرا بهه پرهیز گاری وعبادتت رستگار کن.

 یا غایه الطالبین الراغبین، ومنتهی امل الراجین....
پرده دوم:
 فردی جامانده از نسل سرخ خمینی وجنوب وآفتاب سوزان کربلای ایران. در داغ همرزمانش گر گرفته واز ولی نعمت خود(مقام معظم رهبری) مکررا خواسته که برای شهادتش دعا کند، این چنین دست به نوشتن وصیت زده است:


 خداوندا فقط میخواهم شهید شوم،شهید در راه تو، خدایا مرا بپذیر ودر جمع شهدا قرار بده.
خداوندا روزی شهادت میخواهم که از همه چیز خبری هست الا شهادت.ولی خداوندا تو صاحب همه چیز وهمه کسی وقادر توانایی، ای خدای کریم ورحیم وبخشنده، توخود کرمی کن،لطفی بفرما،مراشهید راه خودت قرار بده.
 باتمام وجود درک کردم عشق واقعی تویی وعشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق.
.... ای خدای شهدا، ای خدای فاطمه زهرا(س)،ای خدای حسین(ع) بندگی خود را عطا بفرما ودرراه خودت شهیدم کن، ای خدا یا رب العالمین.
.... ای خدای کریم، ای خدای عزیز وای رحیم وکریم توکمک کن به جمع دوستان شهیدم بپیوندم.
 .... خداوندا تو توانایی، ای حضرت حق، خودت دستم را بگیر،نجاتم بده از دوری از شهدا،کار خوب نکردن،بنده ی خوب نبودن .... حضرت حق! امید تو اگر نبود پس چه؟
....الله اکبر،خداوندا! خودت کمک کن، خداوندا تو را به خون شهدای عزیز وهمه ی بندگان خوبت قسم می دهم، شهادت را در همین دوران نصیب فرما وتوفیقم ده هر چه زود تر به دوستان شهیدم برسم.انشاء الله ....
-------------------------------
پی نوشت 1: امروز سالگرد شهدای عرفه  است .حاج احمد کاظمی ویارانش.
پی نوشت 2: آیا میدانید در هنگام دفن شهید کاظمی چه چیزی با خود برد؟ از طرف آقاسید علی ،عبا ی ایشون به همراه انگشتری که بیشترین نماز شب را با آن خوانده بودند دادند که با شهید دفن شود.... ای خدااااااااااااا(به نقل از خاطرات سردار سلیمانی)


التماس دعا ....
  یامحمد وعلی


جمعه8/10/1385
10:45 صبح

نوشته شده توسط : حسن ک.نظری(امٌل جان)

نظرات دیگران [ نظر]


   1   2   3   4   5   >>   >